فرنی و زویی اثر سلینجر

خلاصه ی داستان:

نقل از وبلاگ http://bookreview.blogfa.com

"فرنی و زویی یک کتاب از سلسله کتاب های سلینجر درباره ی اعضای خانواده ی گلس میباشد که در سال 1961 منتشر شد.

خانواده ی گلس خانواده ای است دارای هفت فرزند به نام های :

سیمور ، بزرگترین فرزند خانواده

بادی ، فرزند دوم خانواده و به نوعی نماینده ی شخصیت سلینجر( چرا که همچون سلینجر به دور از مردم زندگی میکند.)

بویر

والتو برادر دوقلویش واکر

زاخاری ملقب به زویی

 فرانسس ملقب به فرنی


این هفت فرزند که طبق روایت سلینجر از دوران کودکی با شرکت در مسابقه رادیویی «چه کودک دانایی» به سوال های بزرگترها پاسخ میدادند و نبوغ و خلاقیتشان توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود، با ورود به دانشگاه و آشنایی با مسائل فلسفی و عرفانی دچار نوعی سرگشتگی و حیرانی شده و این سرگشتگی است که ماجراهای کتاب های سلینجر را رقم میزند.

سیمور فرزند ارشد خانواده حکم پیامبر و مرشد را برای خواهران و برادرانش داشته.درواقع او بوده که پای عرفان را در خانواده باز کرده.در کتاب فرنی و زویی نیز،که شرح سرگشتگی فرنی است، دلیل مشکلات روحی و تفکرات فرنی کتابی به جای مانده از سیمور است.

البته لازم به ذکر است که اگر چه داستان حول تفکرات پیرامون مسائل عرفانی میچرخد اما سیر کلی داستان بر شیوه ی روایت تاثیری نداشته است.سبک همچنان همان سبک سلینجر است.سلینجری که در نوشته هایش ایدئولوژی خاصی تحمیل نشده.سلینجری که بحث ایدئولوژیک نمیکند.عقیده ای را مطرح یا تبلیغ نمیکند.سبک همان شیوه بیان و داستان سرایی جدید آمریکایی است.داستانی که تنها یک رمان است و نه یک رمان فلسفی!

همچون دیگر آثار سلینجر در این کتاب هم میتوان رد پای کودک درون را به خوبی مشاهده کرد.توصیفات نویسنده همان توصبفات فانتزی یک نوجوان از شخصیت هاست.برای مثال آن جا که مادر گلس ها را توصیف میکند به وضوح میتوان گفت که از زاویه ی دید یک نوجوان به مادر نگاه شده. البته این دید سلینجر از او انتظار میرود.فردی که با گوشه گیری و جامعه گریزی اش از ابتدای دوران جوانی، با بالغ شدن ِ دیدش مبارزه کرده.


در کل کتاب برای طرفداران سلینجر و به خصوص قشر دبیرستانی پیشنهاد میشود.کتابی که مهرجویی از رویش پری را ساخت.کتابی که نثر روانی دارد و از پیچیدگی شخصیت تا حد امکان دوری جسته.

و کتابی که صرفاً یک قصه است!"

 

 

این هم معرفی نویسنده:

http://bookclub.blogfa.com

"نمیدونم سلینجر( با نام کامل جروم دیوید سلینجر) رو می شناسید یا نه ، اگه نمی شناسیدش باید بگم که یکی از بزرگترین نویسنده های قرن بیستمه ، تعداد معدودی کتاب نوشته و سالیان سال می شه که هیچ کتابی منتشر نکرده ، توی یک خونه ویلایی دور از شهر زندگی میکنه و همون کتابایی که منتشر کرده به اندازه یی پرفروش بودند که هیچ نگرانی برای گذران زندگی نداشته باشه . اسم ناطور دشت که به گوشتون خورده ؟ معروفترین اثر سلینجر که یکی از بهترین رمانهای قرن بیستمه و این روزا خوندنش مثل خوندن کیمیاگر پائولو کوئیلو داره به یه مد فراگیر تبدیل میشه و اگر هم کسی اونو نخونده حتما باید یه نسخه اش رو تو کتابخونش داشته باشه ، اینم از اوضاع  کتابخونی جامعه ی ما ، خب بگذریم ، فرنی و زویی ابتدا در قالب دو داستان جداگانه در مجله ی نیویورکر چاپ شدند و بعدا به صورت یک کتاب منتشر شد. فرنی و زویی درباره ی یک برادر و خواهر به اسم فرنی وزویی ست! ، اعضای یک خانواده ی ایرلندی- یهودی به اسم گلس که تو نیویورک زندگی می کنند و صاحب 7 تا فرزندند که بزرگترینشون که خیلی هم باهوش بوده خودکشی کرده . فرنی یه دانشجوست و احساس می کنه که از جستوی نومیدانه اش برای یافتن معنایی روحانی و غیرمادی برای زندگی منحرف شده ، در مقابل، برادرش ، زویی ، یک بازیگر تلویزیونه که صمیمی ،خونگرم و تا حدودی آسان گیر و بی خیاله که با فساد و انحرافی که توی دنیا می بینه صلح کرده ."

 

در کل حس خاصی نسبت به کتاب نداشتم، نه بدم اومد نه خوشم اومد...

من ترجمه ی امید نیک فرجام رو خوندم.

 

/ 0 نظر / 39 بازدید