هفته ی آخر اسفند

امسال ما به لطف مهناز خانوم (کارگر منزل چند ساله مان) که حدودا دو هفته یک بار یه حالی به خونه می دن، خونه تکونی آنچنانی نداشتیم. فقط من نصف کمد دیواری ام را تکاندم و زمستونی ها رو گذاشتم عقب و تابستونی ها رو گذاشتم دم دست و یک کیسه ی بزرگ لباس های به درد نخور یا بخشیدنی آوردم بیرون. حالا مونده سر و سامون دادن به کتاب ها و جزوه ها که فکر کنم حداقل یه نصفه روز وقت بگیره.

کلاس موسیقی بعد از اون جلسه ی موفقیت آمیز دو هفته برگزار نشد. استاد بندر عباس تشریف داشتن. اتفاق خوبی که افتاد غیر از گرفتن دو قطعه، وعده ی رفتن به استدیو برای ضبط یک تصنیف بود که گفتن قبل از عید انجام می شه که من چشمم آب نمی خوره. جای تعجب هم نداره چون من اصولا در اهالی موسیقی دو نکته ی مشترک را همیشه می بینم. یکی اینکه شب بیدارند و دومی اینکه زمان نمی شناسند.

از اونجایی که همیشه یه فاز عقبم، تازه شروع کردم به دیدن سریال لاست. درایو سی دی کامپیوترم هم مشکل داره. اینه که شب به شب رختخوابم رو جلوی تلویزیون پهن می کنم...

عاشق سریال شاهگوش و محیط اون کلانتری ام من. قسمت اعتیاد شوخی کردم خدااا بود...

هفت هشت تا کتاب رو با هم شروع کردم به خوندن. نمی دونم اول به کدومشون برسم. یه فصل از این می خونم چند صفحه از اون. به هیچ عنوان هم نمی تونم خودم رو رو یک یا حداقل دو تاش متمرکز کنم.

تمرین های پرفورمنس سه جلسه است که گوش شیطون کر خیلی خوب پیش میره. یه مشکل جزئی بود که انشالله رو به بهبوده. دوشنبه 26 ام هم بازبینی داریم. خدا رو شکر که کلاس دوشنبه هام تا بعد از عید تعطیل شد. آهان راستی بیداری قهرمان درون که دوره اش تموم بشه، سهیل رضایی دیگه کلاس ترمیک برگذار نمی کنه و فقط کارگاه می گذاره. من از این تصمیم بسیار دپرشن بودم چون دوره ی آرک تایپ های زنان رو هم نرفتم. ولی بعد از شنیدن توضیحاتش قانع شدم و البته امیدوار.

امسال اسفند من خرید آنچنانی هنوز نکردم. یعنی فعلا به چیز خاصی نیاز ندارم. اصراری هم ندارم تو این شلوغی و بنجل بازار خرید کنم. دیوار اصلی اتاقم رو کاغذ دیواری کردم(نیلوفر زحمتش رو کشید)، جلوی مو هام رو گلد کردم، بیست و هشتم هم وقت آرایشگاه داریم، مامانم و بهناز 8 صبح برای رنگ و مش، من و نیلوفر ساعت 12، من برای ابرو و پاکسازی پوست، می خوام ابروم رو دو درجه روشن کنم. نیلوفر برای کوپ و ناخن.

چهارشنبه سوری رو به احتمال زیاد با دوستان تو خونه یکی برگذار می کنیم.

متاسفانه به علت همون جریمه ای که تور نامحترم ازمون گرفت، زمستون نتونستم به هیچ سفری برم. به احتمال زیاد دیگه با این تور مسافرت نمیرم. برنامه ی مالی سال 93 رو هم که دارم تنظیم می کنم بعید می دونم خیلی جای سفر داشته باشه تا بهار 94، ولی هفته ای یک بار کوه، هفته ای یک بار استخر، ماهی یک بار ماساژ و ماهی یک بار سینما جزو برنامه هست. البته اگر از لحاظ مالی کاملا طبق برنامه پیش بریم. امیدوارم حداقل عید یه سفر قسمت مون بشه. بهناز اینا شاید برن شمال، شاید من هم بتونم برم باهاشون. سیمین هم می گفت امیر احمد گفته هفته ی دوم بیاین اصفهان ولی هنوز هیچی مشخص نیست...

این روزها هم مشغول هدف گذاری برای سال آینده و بررسی کم و کاستی های سال گذشته هستم. امیدوارم در سال جدید بتونم به اهدافی که تعیین کردم برسم، به خصوص اونایی شون که خیلی مهم و حیاتی هستن...

/ 1 نظر / 13 بازدید
Milad Bazi Saz

سلام بهاره خانم اگه دوست داشتی به منم سر بزن خوشحال میشم... اگه دوست داشتی تبادل لینک هم میکنیم...[گل]