سخنرانی پادشاه

سخنرانی پادشاه «king's speech»

ژانر : بیوگرافی، درام، تاریخی

کارگردان : تام هوپر

نویسنده فیلمنامه : دیوید سایدلر

بازیگران : کالین فرث، جفری راش، هلنا بونم کارتر، گای پیرس

" سخنرانی پادشاه " فیلمی کنایه آمیز است که در قالب داستان جرج ششم حرف های مهمی را به تماشاگر می زند. فیلم به این موضوع تاکید می کند که هنر سخنوری ، برای یک سیاستمدار بسیار مهم است اما در عین حال به این موضوع هم اشاره می کند مردم فارق از هرگونه آگاهی سیاسی علاقه دارند تا فرد اول کشورشان سخنور خوبی باشد هرچند که هیچ آگاهی از سیاست نداشته باشد. " سخنرانی پادشاه " یکی از بهترین فیلمهایی است که در آن می توانید قدرت فیلمنامه را درک کنید.

 

این فیلم درباره بخشی از زندگی جرج ششم پادشاه بریتانیا می باشد که با بیماری لکنت زبان دست و پنجه نرم می کند. زمان داستان بین سال های 1925 تا 1939 می گذرد. آلبرت فرزند جرج پنجم و برادر کوچکتر ادوارد می باشد. بعد از فوت پدر ادوارد پادشاهی را در دست می گیرد، اما بدلیل عشق نامتعارفش به یک زن بدنام آمریکایی از سلطنت برکنار و آلبرت با لقب جرج ششم بر تخت نشانده می شود. بزرگترین مشکل آلبرت لکنت زبان وی می باشد که به نظر مشکل بسیار بزرگی هم می آید. اما آلبرت با همیاری و پشتیباتی بی شائبه همسرش الیزابت سعی بر فایق آمدن بر این موضل دارد که با دکتر لیونل لاج آشنا می شود...

تحلیل فیلم سخنرانی پادشاه


بازی بی نظیر کالین فرث (در نقش جرج ششم) و جفری راش (لیونل) و کارگردانی تمام عیار هوپر نمی تونست این فیلم رو آن چیزی که هست کنه اگه قلم خلاقانه و افرینشگر دیدوید سایدلر نبود. این فیلم از جمله معدود شاهکارهای سناریویی از نظر منه. یک فیلمنامه تمام عیار و یک داستان پردازی بی نظیر. سایدلر تونسته از لابه لای یک داستان به این سادگی که شاید خیلی از نویسنده ها نتونن حتی یه فیلم کوتاه از توش دربیارن یه اثر به یاد موندنی خلق کنه.

یکم فکر کنید، اگه بخوایم داستان یه فیلم مثل inception رو واسه دوستمون تعریف کنیم چقد طول می کشه؟ نیاز به کلی توضیح و تفضیل داره، اما داستان فیلم سخنرانی پادشاه رو می شه در دو کلمه توضیح داد-همون عنوان فیلم. اینجاس که هنر سایدلر و هوپر رو می شه که چطور تونستن با همکاری همدیگه دو ساعت رویایی از صحنات و مکالمه ها رو بوجود بیارن که هر بیننده ای رو در سکانس های انتهایی از روی صندلی بلند می کنه. این فیلم مجموعه ای از نکات مثبت فیلم سازی برای علاقمندان به اشتغال دراین حرفه، و مملو از صحنات و مکالمه ها و ایفای نقش های فوق العاده بذای لذت برندگان از این حرفس. به شخصه خیلی مجذوب این فیلم شدم. نمی خوام فیلمو موشکافی کنم، چون هم خودم وقت ندارم تا صحنه به صحنه اونجوری که دلم می خواد فیلمو بررسی کنم، هم از حوصله شما خارجه. سعی می کنم مجموعه نقطه نظراتمو راجع فیلم بیان کنم و اگه دوستان استقبال کردن یکم دقیق تر می شیم.

صحنه ابتدایی فیلم یکی از زیباترین صحنه های فیلمه که از نظر فنی هم خیلی به فیلم کمک می کنه. صحنه ای مربوط به سال 1925که آلبرت در ورزشگاه پراز آدم شروع به سخنرانی می کنه و لکنت زبان بیش از حدش باعث می شه که سخنرانی خودشد نیمه کاره رها کنه. نوع نگاه مردم حکایت از این واقعیت داره که یک رهبر باید محکم، با ثبات و مقتدر باشه و همه اینها تنها از راه صحبت کردنه که می شه منتقل شه. پس آلبرت با مشکل خیلی بزرگی دست و پنجه نرم می کنه. اما مشکل اصلیش هنگامی شروع می شه که برادر بزرگترش ادوارد که پس از فوت پدرشون جاشو گرفته بود، به قصد ازدواج با یه زن بدنام امریکایی که عاشقشه از قدرت کناره گیری می کنه. متاسفانه از دید و نظر من یکی از نکات منفی فیلم هم در همین قسمته. جدال عشق و قدرت بسیار پرمخاطره و طاقت فرساس و نتیجش می تونه به نفع هرسمت که کشش بیشتری داشته باشه تموم شه که در این فیلم این عشق بود. اما متاسفانه عشقی که ما تو این فیلم بین ادوارد و معشوقه سه بار ازدواج کردش-والیس سیمپسون- مشاهده می کنم فاقد این روحه، نمی شه این عشق رو بینشون احساس کرد که بیشتر بدلیل در حاشیه واقع شدن کاراکتراشه، چون از طرف دیگه کارگردان در نشون دادن و قبولوندن رابطه احساساتی و عاطفی برتی (آلبرت-جرج ششم) و الیزابت بسیار موفق عمل کرده. صحنات اکنده از روح و عاطفه گریه کردن برتی در آغوش الیزابت و فداکاری ها و پشتوانه های الیزابت در راه کمک به همسرش واقعا دیدنی و قابل حس و درکه. از طرف دیگه موضوع خیلی دلنچسب تر اینه که والیس خودشو لایق این ایثارگری کسی که به اصطلاح عاشقشه می دونه. این موضوع حداقل در فیلم خیلی غیرواقع گرایانه و بدلی جلوه می کنه.

اما یکی دیگه از عوامل موفقیت فیلم به نظر من که در داستانپردازی وجود داره نحوه نمایش رویه سلطنت مداری تو بریتانیاس که خیلی خوب در فیلم جلوه کرده. شاید ورژن های هالیوودی مشابه این فیلم خیلی جعلی و مصنوعی جلوه کنه در مقابل این فیلم، اما این فیلم با توجه به انگلیسی بودنش خیلی خوب تونسته ویژگی های مونارچی و تک سالاری رو به نمایش بذاره. یکی از صحناتی که خیلی خوب بیانگر این موضوعه احترام گذاشتن دو دختر برتی بعد از پادشاهیشه که بیانی از واقعیت نوع زندگی سلطنتی در بریتانیاس.

نکته دیگری که از لحاظ بصری تو فیلم توجه آدم رو جلب می کنه استفاده از لوکیشن های خاصه. اگه توجه کرده باشید اکثر فیلم در فضاهای داخلی گرفته شده، فضاهایی که از لحاظ هندسی دراز و تنگ هستند. از چنانچه در آخر برتی بعد از گذشتن از کریدر تنگ رادیو به اتاق سخنرانی می رسه. این امر می تونه برای تاکید بصری کارگردان هوپر به جنجال درونی برتی به راهیابی به درون فضای باریک و تنگ حنجرش و دستیابی به لغات برای بیرون کشیدن از حنجرش باشه.

اما شاهکار نهایی در انتهای فیلم به نمایش گذاشته می شه. صحنه ای که همه منتظرش بودیم و شاید خیلی ها حدث می زدیم چه اتفاقی می افته، اما جدا هوپر به کمک سایدلر-نویسنده، الکساندر دسپلات-تهیه کننده موسیقی، دنی کوهن-فیلمبردارو تدوین و طراحی هنری استادانه سایر عوامل تمامی بینندگان من جمله منو کیش ومات کرد. صحنه ای که بیشتر شبیه به موسیقی می مونه تا فیلم. بیننده رو تو خودش غرق می کنه، محسور خودش می کنه. و این یعنی شاهکار فیلمسازی، چیزی که هر کارگردانی دنبالشه که هوپر بسیار عالی از عهدش براومد.

منبع: http://forum.cinemacenter.ir

         http://www.daneshju.ir

 

آرزومه که یه روز بتونم مثل سایدلر فیلمنامه بنویسم...

/ 0 نظر / 5 بازدید