امتحانات...

دوره ی امتحانات هم، دوره ی در خور ِ توجهی است. به خصوص اگر دانشجو باشی. زمانی که به عنوان دانش آموز باید امتحان بدی، همه مراعات می کنند. خانه ساکت است و رفت و آمد ها کنترل شده، تازه مدرسه کجا، دانشگاه کجا... معلم کجا، استاد کجا...

ما هم به مناسبت شله زرد پزون ِ مامان فری و حضور ِ ایلیا پسر، یه کوله انداختیم رو دوشمون و یه ساک گرفتیم دستمون، چند روز برای درس خوندن خونه ی سیمین بودیم و شب ِ خود ِ امتحانات خونه ی مریم. اولین امتحان را که سخت ترین هم بود، بسیار لب ِ مرز دادیم و چند روزه داریم به خدا التماس می کنیم تا حداقل پاس بشیم. باشد تا خداوند روا کند. از دوشنبه هم پنج امتحان تقریبا پشت سر هم داریم.نگران

یادش بخیر ترم پیش تقریبا بهترین ترم مون بود. من خیلی از درس ها رو که برای استاد حضور غیاب مهم نبود، تقریبا سر ِ کلاس نرفته بودم. شب ِ امتحان، توی اون هوای بهاری می رفتیم تو تراس خونه قبلی ِ مریم اینا درس می خوندیم تا خوابمون نگیره. نتایج ِ درخشان ِ کارنامه رو هم مدیون ِ همون تراس هستیم. حیف که دیر کشفش کردیم.

وای که آدم چقدر زمان امتحانات یاد ِ کارهای نکرده اش میفته. قرار گذاشتن با چند دسته ی مختلف از دوستان ِ قدیمی، زبان خواندن، کتاب خواندن، باشگاه رفتن و از همه مهم تر خوابیدن، در زمان ِ امتحانات مزه ی ِ دیگه ای دارن. ما که یه برنامه ی ارنگه این وسط برگزار کردیم، یه جلسه ی فیلم دیدن هم گذاشتیم. نزدیک بود خر مخ مون رو گاز بگیره و سر از کویر درآریم که خدا رو شکر گاز نگرفت. خوبه که برنامه ی کویر ِ اونام به علت بدی ِ آب و هوا کنسل شد،چشمک وگرنه من خیلی غصه می خوردم.

اما... جدای از همه ی اینها، سلسله حوادثی چندی است که هوش و حواس ِ ما را به یغما برده و از دست ِ ما کاری برنمی آید جز صبر!!! اما از دست ِ خدایمان خیلی کارها برمی آید. ما هم امیدوار نشسته ایم و نگاه می کنیم.

امشب باید تا خود ِ صبح درس بخونم. فردا باید برم انقلاب یه کتاب ریز پردازنده بگیرم. امتحان اپن بوکه. خدا به خیر کنهاسترس
بعد هم برم خونه ی مریم اینا که دوشنبه از همون جا بریم امتحان بدیم. الان هم اومدم این دو کلمه رو بنویسم اینجاکه یه وقت لال از دنیا نرم.

آخرین امتحان ِ بحرانی ام دوشنبه 2 بهمنه. خدایا پیمودن این راه را برای ما آسان بفرما...

 

 

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
باران

دانشگاه، امتحانات، شب تا صبح بیدار موندن هاش، تقلب هاش، سر مراقب شیره مالیدن ها، التماس استاد کردن واسه نیم نمره بیشتر،... همه و همه هیچ وقت قابل بازگشت نیست. تموم که بشه، دلت پر میزنه واسه یه ریزه استرس شب امتحان، دلت پر میزنه واسه اقدامات انتحاری درست وسط ایام امتحانات، دلت پر می زنه واسه سردردها و مریضی های درست وسط امتحانا! قدر این روز و شب ها رو بدون.