ردّپا...
ردّپایی مانده بود از من به ساحل چند جا...... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
پيوندهای روزانه

چرا انقدر بی حالم؟!

صبح لنگ ظهر از خواب بیدار شدم. نهار با مامان فری رفتیم کنتاکی. تو راه کلی با هم بحث کردیم سر یه سری چیزا... مامان فری سه تیکه خورد و من قارچ سوخاری. بعد مامان فری اومد خونه و من رفتم خونه ی سیمین اینا. فرگل اونجا بود. فول آلبوم شجریان و دو تا فیلم از سیمین گرفتم. کلی حرف زدیم. آیلار و نیما اومدن که با هم زبان بخونن. من اومدم خونه. بهناز اینا اینجا بودن. ایلیا پسر سرما خورده، بی حال بود بچه ام. پرسشنامه ی سمینار فردا رو با هزار بدبختی پر کردم و فرستادم. بهناز اینا رفتن. به هیچ کدوم از کارایی که برنامه ریزی کرده بودم براشون نرسیدم. حال ندارم برم حموم. حتی آواز و سه تار تمرین نکردم!!!!!!!!!! دارم دیوونه می شم.

سرم درد می کنه... دارم مریض می شم آیا؟!

[ جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ بهاره ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

امکانات وب