ردّپا...
ردّپایی مانده بود از من به ساحل چند جا...... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
پيوندهای روزانه

بیچاره وبلاگم نزدیک به سه ماهه داره خاک می خوره. باورم نمی شه پست آخر اسفند، تعطیلات فروردین و چند تا مناسبت دیگه رو ننوشتم. این دو ماه خیلی سخت گذشت. به خاطر مسئله ای که اینجا نمی شه مطرح کرد ولی احتمالا همیشه ردپاش رو قلبم می مونه، و به خاطر اوضاع کاری افتضاحم و نزدیک به سه ماه تقریبا بی کاری.

خدا رو شکر اوضاع روحی ام با چند تا مهمونی و یک مسافرت و یک مقدار خرید الان خوبه. فقط تو این مدت بیکاری یک مقدار حرکتم به سمت چیزهایی که می خوام لاک پشتی شده بود. این شد که استارت یک تصمیم اساسی پنجشنبه وقتی داشتم با خواهرم می رفتم کافی شاپ خانه ی پنیر پرچک، با صحبت های اون زده شد. امروز قراره برم یه جا واسه مصاحبه برای کاری متفاوت از کارهای قبلی خودم و یه جای دیگه رو همین امروز ناگهانی پسر عمه ام معرفی کرد که احتمالا برای فردا قرار بذارم.

دیروز صبح با کمک خواهرم خونه رو کلا تمیز و مرتب کردیم. دکور اتاقم رو هم عوض کردم به خاطر اینکه صندلی کامپیوترم جا شه و مجبور نشم از یک صندلی کوچک غیر استاندارد استفاده کنم. اتاقم رو هم با توجه به شرایطم بعد از عید اصلا تمیز کاری کلی نکرده بودم، الان احساس می کنم انرژی بیشتری برای ادامه ی کار و مواجهه با یک سری چیزها دارم. امیدوارم هرچی به صلاحه پیش بیاد...

[ شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ بهاره ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

امکانات وب